|
براي ۱۱۲ سالگي «لوئيس بونوئل» پدر سينماي سورئاليسم |
|
|
|
سه شنبه ، ۲ اسفند ۱۳۹۰ ، ۱۲:۰۶ |
|
فردا (چهارشنبه) يكصدودوازدهمين سالروز تولد «لوئيس بونوئل»، كارگردان سرشناس سينماي جهان و «پدر سينماي سورئاليسم» است.
|
|
«لوئيس بونوئل پورتولس» متولد ۲۲ فوريه ۱۹۰۰، از مطرحترين چهرههاي سينماي اسپانيا و جهان محسوب ميشود كه گرچه اولين فيلماش را قبل از ۳۰ سالگي ساخت، اما مشهورترين آثار خود را بعد از۶۰ سالگي بهروي پرده سينما فرستاد.
«بونوئل» هنگام تحصيل در دانشگاه مادريد، با چهرههاي سرشناس ادبيات و هنر اسپانيا، «سالوادور دالي» و «فدريگو گارسيا لوركا» آشنا شد كه تأثير بسزايي در شكلگيري ديدگاههاي سورئاليسم او داشتند تا جايكه بعدها لقب «پدر سينماي سورئاليسم» به او داده شد.
«بونوئل» در ۲۵ سالگي به پاريس رفت و ابتدا بهعنوان دستيار كارگردان در چند فيلم فعاليت داشت. وي در سال ۱۹۲۹ با همكاري «سالوادور دالي»، فيلم كوتاه «سگ آنجلسي» را كارگرداني كرد كه بسيار مورد استقبال سورئاليستهاي فرانسوي قرار گرفت.
وي يك سال بعد، فيلم «عصر طلايي» را ساخت كه قرار بود دومين همكاري او با «سالوادور دالي» باشد، اما پيش از آغاز فيلم از همكاري با يكديگر انصراف دادند. اين فيلم حمله آشكاري به كاتوليك بود و بيش از پنج دهه نمايش آن در فرانسه ممنوع بود.
بعد از ساخت اين دو فيلم در فرانسه، «بونوئل» به اسپانيا بازگشت و مستند «سرزمين بينان» را در سال ۱۹۳۳ ساخت. بعد از وقوع جنگ داخلي در اسپانيا، به آمريكا رفت و حضور نهچندان پررنگ در هاليوود، او را بهسوي مكزيك روانه كرد كه دوره جديدي در فيلمسازي «بونوئل» را رقم زد.
«بونوئل» پيش از آنكه شهروندي مكزيك را بپذيرد، فيلم «كازينو بزرگ» را ساخت كه موفقيت قابل توجهي را بهدست نياورد. «جمجمه بزرگ» دومين فيلم او در مكزيك بود كه در سال ۱۹۴۹ توجه منتقدين را به خود جلب كرد.
موفقيت اين فيلم در گيشه سينماها، به جلب اعتماد كمپانيهاي فيلمسازي و ساخت فيلم تحسينبرانگيز «فراموششدگان» (۱۹۵۰) انجاميد كه هماكنون جزء ميراث فرهنگي سازمان يونسكو محسوب ميشود. اين فيلم كه در جشنواره كن موفق به كسب جايزه بهترين كارگرداني شد، نام «بونوئل» را بيش از پيش برسر زبانها انداخت و او را به بزرگترين فيلمساز سينماي اسپانيوليزبان بدل كرد.
«بونوئل» بيشتر عمر خود را در مكزيك سپري كرد و حدود ۲۰ فيلم بلند در آنجا ساخت كه از معروفترين آنها ميتوان به «زندگي جنايتبار آرچيبالدوكروز»(۱۹۵۵)، «نازارين»(۱۹۵۹)، «او» (۱۹۵۳) و «رابينسون كروزوئه» اشاره كرد.
وي با فيلم «نازارين» جايزه بينالمللي جشنواره كن را گرفت، براي «دختر جوان» در كن تقدير ويژه شد تا اينكه سرانجام در سال ۱۹۶۱ با فيلم «ويردينيا» نخل طلاي كن را بهدست آورد.
«بونوئل» بعد از دوران طلايي كه در مكزيك سپري كرد، به فرانسه رفت و با فيلم «خاطرات يك مستخدمه» نامزد نخل طلاي كن شد. او طي سالهاي حضورش در فرانسه، برخي از معروفترين آثارش را ساخت كه «جذابيت پنهان بورژوازي»، «خاطرات يك مستخدمه» و «ميل مبهم هوس» از آن جملهاند.
وي بعد از ساخت فيلم «ميل مبهم هوس» از دنياي سينما كناره گرفت و روز ۲۹ جولاي ۱۹۸۳ در سن ۸۳ سالگي در مكزيكوسيتي درگذشت.
اين كارگردان سرشناس شيوه خاصي در ساخت فيلمهايش داشت؛ نگاه اقتصادي او براي كمهزينه بودن فيلمها، موجب ميشد تا پايان يك پروژه بيش از چند هفته به طول نكشد، تأكيد فراوان او به وفاداري به فيلمنامه، پاسخ ندادن به پرسشهاي بازيگران و هدايت بازيگران از طريق حركتهاي بدن از ويژگيهاي بارز «بونوئل» در فيلمسازي بودند.
وي دوبار در سالهاي ۱۹۷۳ و ۱۹۷۸ نامزد اسكار بهترين فيلمنامه شد؛ در سال ۱۹۴۷ جايزه بافتا بهترين فيلمنامه را گرفت، در سال ۱۹۶۹ جايزه «فيپرشي» جشنواره برلين را براي يك عمر دستاورد سينمايي كسب كرد.
«بونوئل» در سال ۱۹۶۷ براي فيلم «زيباي روز» شير طلاي ونيز را گرفت، در سال ۱۹۶۵ براي فيلم «ميل مبهم هوس»، جايزه ويژه هيأتداوران و جايزه فيپرشي را از ونيز دريافت كرد و در سال ۱۹۸۲ شير طلاي افتخاري ونيز را كسب كرد.
ایسنا |