| ترجمهي كتاب «هزارويك شب» منتشر شد |
|
|
| چهارشنبه ، ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ ، ۱۳:۱۶ |
|
محمدرضا مرعشيپور از انتشار ترجمهي كتاب «هزارويك شب» خبر داد.
|
|
مرعشيپور يسنا، گفت: من كتاب «هزارويك شب» را از زبان عربي به فارسي ترجمه كردهام. اين كتاب بر اساس نسخهي بولاق است كه درواقع، جامعترين نسخهي «هزارويك شب» است. پس از اينكه ناپلئون به مصر حمله ميكند، در محلي نزديك به قاهره به نام بولاق، نسخهاي دستنويس از «هزارويك شب» را پيدا ميكند و همانجا ناپلئون آن نسخه را چاپ ميكند كه به نسخهي بولاق معروف ميشود و گالان، از مترجمان فرانسوي، اين اثر را به فرانسه ترجمه ميكند. او در ادامه متذكر شد: «هزارويك شب» متني هندي ـ ايراني است و برخلاف الآن كه به لحاظ مرزهاي سياسي ـ جغرافيايي بين هند و ايران، پاكستان وجود دارد، قبلا ايران و شبه قارهي هند هممرز بودند و به نوعي اين دو حوزهي تمدني ميراث مشتركي دارند. زبان قديم هند، سانسكريت بود و گفته ميشود هزار افسانهي ايراني به هند ميرود و با پربارتر و غنيتر شدن، به ايران برميگردد. مرعشيپور افزود: در زمان انوشيروان، برزويهي طبيب به هند سفر ميكند تا نسخهاي از «كليله و دمنه» را به ايران بياورد و آنجا كتابهاي هندي را ميبيند و بررسي ميكند؛ از جمله «مهاباراتا» و متنهاي ديگر هندي را ميبيند. گفته ميشود بخش اسطورهيي «هزارويك شب» متأثر از متنهاي هندي است و از طرفي شيوهي قصهگويي تودرتو، شيوهي رايج معمول قصهگويي در هند بوده است كه اين ويژگي قصهگويي هندي به هزار افسانهي ايراني منتقل ميشود و بهرام بيضايي در كتاب «ريشههاي درخت كهن» سعي دارد اين موضوع را تبيين كند كه «هزارويك شب» همان كتاب «هزار افسانهي ايراني» است كه به ماجراي داستان ضحاك ربط پيدا ميكند. او همچنين عنوان كرد: اين كتاب ريشهي هندي ـ ايراني دارد و زماني كه عباسيان بر سر كار ميآيند و ايرانيها در دربار عباسي نفوذ پيدا ميكنند، ميبينيم يكي از هنرهاي رايج ايراني در آن زمان، نقالي بوده است و از طريق نقالي، متن «هزارويك شب» به سرزمينهاي عربي راه پيدا ميكند. مرعشيپور متذكر شد: من از سال ۱۳۷۱ كار ترجمهي اين اثر را شروع كردم كه كاري سنگين بود. در آغاز قرار بود كتاب از طريق نشر چكامه منتشر شود كه نشد، در ادامه قرار شد انتشارات قصه آن را چاپ كند كه اين هم اتفاق نيفتاد و سرانجام بعد از ۱۰ سال كار، كتاب را انتشارات نيلوفر منتشر كرد. |